ابراهيم اصلاح عربانى

107

كتاب گيلان ( فارسى )

برخى ولايات از جمله گيلان ، از نفوذ شخصى خود استفاده كرد و با اعزام نمايندگان ويژه و ارسال نامه‌هاى محبت‌آميز به فرمان‌گزاران و متنفذان ، آنان را به اطاعت و فرمانبردارى وادار نمود . در اسناد وزارت امور خارجه نامه‌اى خطاب به قائم‌مقام وجود دارد كه دو تن از سران گيلان نوشته‌اند . « 245 » اين نامه چنان‌كه از مفاد آن برمىآيد در پاسخ نامه‌اى است كه قائم‌مقام توسط آقا لر خان و محمد اسماعيل خان ، فرستادگان ويژه خود براى آنان ارسال داشته بود . بدون ترديد قائم‌مقام با توجه به اوضاع و احوال گيلان و احتمال بروز شورش و عصيان در اين ولايت به نوشتن نامه مذكور و اعزام نمايندگان ويژه مبادرت ورزيده است . در پاسخى كه به نامه قائم‌مقام ارسال شده ، نويسندگان ابتدا وصول نامه را به وسيله آقا لر خان و اسماعيل خان اعلام داشته‌اند . آنگاه از مراحم و الطاف صدر اعظم تشكر كرده نوشته‌اند : « چون فرمايشات و احكامى كه نسبت به اين چاكران به سركار صاحب مكرم آقا لر خان شده بود ، پس از ابلاغ و اطلاع از آن حسب الامر جهان مطاع به خدمات محوله قيام و اقدام و در بلدهء رشت از قرار دستورالعمل مترصد و متقبل گشته است كه لازمه جان‌فشانى و اهتمام تمام در انجام آن به عمل آوريم . . . مترصد است كه پيوسته اين چاكران را به ارجاع خدمات و فرمايشات بين الاماثل مفتخر فرمائيد . . . » نوشته مهرهاى فرستندگان نامه كه در پشت كاغذ منعكس شده چنين است : عبده الراجى مصطفى - المتوكل على الله عبد الله . دوران وزارت قائم‌مقام زياد دوام نيافت . وى جاى خود را به ميرزا آقاسى داد . در دوره صدارت ميرزا آقاسى آرامش نسبى برخى از ولايات نظير گيلان برهم خورد . تسلطى كه روسها بر طبق فصل هشتم قرارداد تركمانچاى بر درياى خزر بدست آورده بودند زمينه نفوذ آن دولت را در گيلان و ساير ولايات ساحلى خزر فراهم ساخت . سستى و ناتوانى دولت از يك‌سو و دست‌اندازى و تجاوز تركمنان منطقه گرگان به شهرهاى اطراف و تحريكات روسها در ميان آنان از سوى ديگر نفوذ روسها را افزايش داده اعمال تجاوزكارانه ايشان را شدت بخشيد . روسها كه به موجب عهدنامه تركمانچاى آزادانه در بحر خزر كشتيرانى مىكردند به بهانه تنبيه دزدان و مقابله با سركشى و شرارت تركمانها جزاير آشوراده را اشغال كرده آنجا را به پايگاه دريائى تبديل نمودند . پس از آن‌كه با اشغال آشوراده از تسلط خود بر خليج گرگان و كرانه جنوب شرقى درياى خزر اطمينان حاصل كردند براى ازدياد نفوذ خود در سواحل بحر خزر مسائل تازه‌اى را به ميان كشيدند . آنها براى به دست آوردن پايگاههاى نظامى دولت ايران را زير فشار قرار دادند . همچنين تقاضا كردند كه اجازه تأسيس تجارتخانه‌اى جهت بازرگانان روسى و بيمارستانى براى نيروى دريائى روس در ساحل استرآباد به آنها داده شود . از همه مهمتر از دولت ايران خواستند كه با ورود كشتيهاى جنگى روس به مرداب انزلى موافقت نمايد و شيلات و صيد ماهى در بحر خزر را به اتباع روس اجاره دهد . در مورد كسب اجازه براى ورود كشتيهاى جنگى روس به مرداب انزلى كنياز دالگروكى وزيرمختار روس در تهران تلاش فراوان كرد ولى نتوانست موافقت محمد شاه و حاجى ميرزا آقاسى صدر اعظم ايران را جلب كند . ناچار در سال 1225 شمسى ( 1262 قمرى ) جريان را به پطرزبورگ گزارش داد . نسلرود صدراعظم و وزير امور خارجه روسيه نامه مفصلى به حاجى ميرزا آقاسى ارسال داشت . وى در اين نامه مىنويسد : « 246 » « . . . جناب كنياز دالغوروكى وزيرمختار دولت بهيّه روسيه مقيم دار الخلافه تهران به دوستدار مكالماتى كه با جناب سامى و اعليحضرت شهريارى داشته در خصوص موانع غير متوقّع كه از جانب دولت عليهء ايران كه كشتيهاى آتشى ما به مرداب انزليجى داخل نشوند بظهور رسيده معروض داشت . عرايض مفصله را كه جناب وزيرمختار ما در اين باب نوشته بود بلادرنگ دوستدار به خاك‌پاى اعليحضرت امپراطور اعظم معروض داشت . . . بعد از حمايت عالى - همت ، كه دولت بهيّهء روسيه در مدت چندين‌ساله به دولت عليهء ايران نموده است و اين‌همه دلايل آشكاراى دوستى اعليحضرت امپراطور اعظم نسبت به اعليحضرت پادشاه ايران ، آيا دولت بهيّهء روسيه مىتوانست منتظر اين باشد كه جانب دولت عليهء ايران اين‌گونه رفتار مخالف به روابط دوستى از قبيل قدغن صريح كه كشتيهاى آتشى ما به آبهاى انزلى آمدورفت ننمايند به ظهور برسد ؟ . . . عهدنامه مباركه تركمانچاى به سفاين حربيه و به كشتيهاى تجارتى روسيه حق نامحدود سير آزادى در جميع آبهاى خزر مىدهد . از اين حق عام استثناى مخصوص ، كه به مرداب انزلى داخل داشته باشد در عهدنامه مذكوره مندرج نشده است . چون اين‌گونه استثناى مخصوص قرار داده نشده بناء عليه موافق مضمون حقيقى عهدنامهء مذكور سفاين روس آشكارا حق ثابت دارند كه داخل مرداب مذكور شوند مثل به همهء خليجهاى بحر خزر . برهم زدن حقوق خود را از هركه بوده باشد دولت بهيّهء روسيه ابدا نخواهد گذاشت و هرگز رخصت نخواهد داد و در هيچ‌وقت متحمل نخواهد شد . . . تا به حال كشتيهاى جنگى ما بدون ممانعتى داخل فرضات استراباد مىشدند ، پس به چه حق مىتوانند قدغن نمايند كه داخل مرداب انزلى نشوند ؟ . . . اگر در سواحل گيلان و مازندران و استراباد در اين اوقات بالاخره آه و ناله و زارى و مأيوس ساكت شده ، گريه و اشك كه نتيجه از چپاولهاى جسور دائمى سارقين تركمانيه و خرابى خونريزى آنها بوده است خشك شده و اگر حالا در سواحل ايران كمال رفاه و آسايش مىباشد اهالى آنجا بايد اين نعمتهاى بىكران را به حمايت پرزور و جانفشانى بىنظير اهالى سفاين دولت بهيّهء روسيه حمل نمايند . . . » از سوى ميرزا آقاسى نامه‌اى بسيار مستدل و منطقى در پاسخ نسلرود ارسال شد . در اين نامه از سوى ايران به تمام مسائلى كه صدراعظم روسيه عنوان كرده پاسخ داده شده است . ميرزا آقاسى مىنويسد :

--> ( 245 ) . نامه مزبور در كتاب 30 وزارت امور خارجه و نيز در كتاب يك‌صد سند تاريخى به اهتمام ابراهيم صفائى چاپ شده است . ( 246 ) . كليه مكاتبات مربوط به روابط ايران و روس و اختلافات و دعاوى بين آنها راجع به كشتيرانى در درياى خزر و شيلات و جنگل و غيره در كتاب « عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات در ايران » به چاپ رسيده است . نويسنده كتاب ، مكاتبات و قراردادها را مستقيما از پرونده‌هاى وزارت امور خارجه به دست آورده و عينا به نقل آنها مبادرت ورزيده است . در كتاب اميركبير و ايران تأليف دكتر فريدون آدميت نيز برخى از مكاتبات از جمله نامه صدراعظم روسيه و پاسخ آن به طور كامل درج گرديده است .